مقالات روان شناسی و مشاوره ای
تفاوت های روان رنجوری و روان پریشی:

روان رنجوری

فردی که از روان رنجوری عذاب می کشد ،می داند که در زندگی چه می خواهد انجام دهد و از قصد خود در رابطه با افراد و اشیا کم و بیش مفهوم روشنی در ذهن خود دارد،هرچند به دلایل نامشخص کوششهایش به موفقیت نمی رسد.
در حالی که میخواهد منطقی باشد ،حرفهای احمقانه می زند،کسانی را که می خواهد تحت تاثیر قرار دهد می ازارد،و همه چیز برایش مشکل افرین می شود که نسبت به دیگران نگرشهایی پیدا می کند (که کاملا بی اساس است).افکار کسی که از روانرنجوری در عذاب است بیهوده نیست،بلکه در واقع حالت های مبالغه آمیز از دیدگاهی معقول تر است.مثلا کسی که همیشه این احساس را داشته باشد که بیش از حد ممنون کارهایی باشد که برایش انجام می دهند،از روانرنجوری خفیفی رنج می برد.حق شناسی او بی جا نیست ،اما از حد خارج است.نگرش فرد روانرنجور در واقع ابلهانه نیست،بلکه ممکن است نسبت به موقعیت های واقعی نامناسب باشد.روان رنجور همیشه کسی است که می توان با او منطقی ومعقول صحبت کرد،و اگر سعی شود،می تواند به تصویر کاملا درستی از آنچه برایش اتفاق می افتد،دست یابد.به عبارتی چنین شخصی دارای ذهن خودآگاه است که به صورتی معقول سازمان یافته ،اما در عین حال نمی تواند با آنچه رخ می دهد سازگار باشد و اغلب پایش رفتار خود را از دست می دهد.


روان پریشی
روانرنجوری، به معنای اختلال ذهنی است،که در اثر آن شخصی به سختی می تواند از عهده زندگی و مشکلات آن برآید. روانرنجور از مشکلات خود آگاه است حتی اگر نتواند دریابد که منشا این مشکلات در وجود خود اوست.
روانپریشی نوعی بیماری روانی است،و اگر کسی گرفتار این بیماری باشد،در دوره های از زندگی خود نمی تواند با دنیایی که در ان زندگی میکند ، ارتباط برقرار نماید. در مواردی روانپریشی با نوعی انحطاط مغزی همراه است.   
روانپریشی انواع متفاوتی دارد اما همه انواع آن همراه با فروپاشی شخصیت در رویارویی با مشکلات واقعی یا خیالی است که انسان با آنها موجه می شود.برای مثال روانپریش اصلا "یک شخصیت " نیست،نگرش او نسبت به مردم و چیزها ممکن است سریعا و شدیدا تغییر یابد.به این ترتیب که لحظه ای خود را درمیان دوستانی ببیند که می خواهند او را یاری دهندو لحظه ای دیگر تصور کند همان افراد می خواهند با شدت تمام او را تحقیر کنند.عقاید او هر لحظه تغییر می کند،و برنامه ها و مقاصد او روز به روز ،حتی ساعت به ساعت دچار دگر گونی می شود.زندگی درونی اش ممکن است در میان جریانی از تصورات و خیالات غیر عادی سیر کندو نتواند آن را از واقعیت تمیز دهد.

گونه های دیگری از روانپریشی تغییرات کم و بیش منظمی دارند.شخص در یک لحظه در ناامیدی مطلق است ،احساس تیره بختی ویاس می کند،زندگی در نظرش پوچ و بی معنی است  و همه چیزوهمه کس علیه اوست.در چنینی حالتی احساس ناامیدی کل ذهن او را فرا می گیردولی این حالت با "افسردگی"متفاوت است چرا که در افسردگی ،مواقعی را به یاد می آوریم که چنین اندوهگین نبوده ایم، و می دانیم در دنیا چیزهای خوبی هم هستند که نمی توانیم با آنها دست بیابیم.
وقتی شخص روانپریش است نمی تواند تصور کندکه غیر از اندوهی که او را فراگرفته چیز دیگری هم وجود دارد.

 

[ ] [ 18:11 ] [ پیمان ]
درباره وبلاگ

هدف این وبلاگ بالا بردن سطح اطلاعات افراد در زمینه های روان شناسی و خدمات مشاوره می باشد .
لطفا جهت همکاری می توانید مقالات یا مطالب روان شناسی و مشاوره از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید و با نام خودتان در وبلاگ درج می گردد با تشکر
ایمیل : peymand20@yahoo.com

(پیمان)
امکانات وب
***************************** تماس با ما ************************** *************************************

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


***************************